روزگار برخلاف آرزوهایم گذشت...

 

کسی که تو را دوست دارد حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشد

، هرگز رهایت نخواهد کرد ، او یک دلیل برای در کنارت ماندن خواهد یافت ....

من از عهد تو را دوست دارم

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد


بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم


دکتر علی شریعتی‬

 

مادرم میگفت عاشقی
یک شب است و پشیمانی
هزار شب است
پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام

دکتر علی شریعتی‬

 

وقتی دیگر نبود
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

دکتر علی شریعتی ‬(کویر)

بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید.
هرچند حال آن جز رنج و پریشانی نباشد
اما کوری را هرگز به خاطر آرامش
تحمل مکن!

دکتر علی شریعتی‬

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

دکتر علی شریعتی‬

خداوندا
از بچگی به من آموختند همه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن

دکتر علی شریعتی‬

اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟

اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟

اگر مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟

اگر زندگی است چرا می میریم ؟

اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟

اگه عشق نیست چرا عاشقیم؟

درد دوست

من درد تو را زدست آسـان ندهم

دل بر نكنم زدوسـت تا جـان ندهم

ازدوست به يادگـار دردـي دارم

كان درد به صد هـزار درمان ندهم

زندگی

چه سَخت اَستـــ هَـم پـآييز بآشَد، هَـم اَبر بآشَــــد،

هَـم بآرآن بآشَد ، هَـم خيآبآن ِ خيس بــــآشَــــــــــد

اَمـــــآ نَه تـــــو بآشي نَه دَستي بَـرآي فِشُردَن بآشَد،

نَه پآيي بَـرآي قَدَم زَدَن بآشَد وَ نَه نگآهـــي بَـرآي زُل زَدَن...!!!!!!!

یادمان باشد

یادمان باشد : وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم !
در برابرش مسئولیم …
در برابر اشکهایش ؛
شکستن غرورش ،
لحظه های شکستنش در تنهایی و لحظه های بی قراریش ….
واگر یادمان برود !
در جایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد آورد ،
واین بار ما خود فراموش خواهیم شد …

تفاوت عشق و دوست داشتن از زبان دكتر علي شريعتي


عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی

دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال




عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد




عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند




عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

يه كار قشنگ

........♥#########♥
.....♥#############♥
...♥###############♥
..♥#################♥..................♥###♥
..♥##################♥..........♥#########♥
....♥#################♥......♥#############♥
.......♥################♥..♥###############♥
.........♥################♥################♥
...........♥###############################♥
..............♥############################♥
................♥#########################♥
..................♥######################♥
....................♥###################♥
......................♥#################♥
........سلام.........♥##############♥
...........................♥###########♥
..........خوبي؟..........♥#########♥
...............................♥#######♥
.................................♥#####♥
...................................♥###♥
................سر بزن............♥#♥
.......................................♥
..............منتظرم.................♥
........................................♥


حرف دلتو بزن

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد.

اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.

هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…

بعد از یک ماه پسرک مرد…

وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت

که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد…

دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد…

میدونی چرا گریه میکرد؟

چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!



دریا


بازم دریا فریبم داد من و ساحل هوایی کرد
تمام خاطراتت را برای من تدایی کرد

بازم پیغام بی پاسخ که دلتنگم که فرصت هست

نشد که بی تفاوت شم هنوزم این دلم سادست

تو دریا سنگ میندازم به یاد تو که از سنگی

چی از دنیات کم میشد اگه میگفتی دل تنگی

تمام زندگیم با این یه جمله زیرو رو میشد

تو تنها دل خوشیم بودی چرا رفتی بگو چی شد.